على بن حسين واعظ كاشفى
ديباچه 27
رشحات عين الحيات ( فارسي )
با خط فاصلى ، آنها را از يكديگر جدا كرد . بلكه بايد گفت كه در مكتب عرفان مولوى ، در عين حال كه وجد و شور و شوق و حال و سماع هست ، انجام فرائض مذهبى و اوراد و اذكار هم وجود دارد . هم چنان كه در مكتب تصوف سهروردى ، با آنكه زهد و عبادت و وعظ و تذكير است ، وجد و حال و سماع و شعر و ترانه هم هست . اين بود مختصرى از دورنماى سير تصوف و پيشرفت و توسعهء آن در ايران ، تا اينكه در اواخر قرن هشتم و قرن نهم ، امير تيمور گوركانى بر ماوراءالنّهر و خوارزم استيلا يافت ، او نيز ، چون ديگر تركان و تاتارها ، در مسلمانى خود تعصب داشت و به اين تعصب خويش ، يا از روى حقيقت و واقع و يا از راه حيله و تزوير ، تظاهر مىنمود و نسبت به علماى دين و سادات و مشايخ اهل تصوف اظهار ارادت مىكرد . زيردستان او نيز ، از سرداران و اميران و شاهزادگان و ديگران ، به حكم الناس على دين ملوكهم ، در ديندارى و رعايت جانب علما و مشايخ صوفيه ، بوى اقتدا و تأسى مىكردند . لذا در تمام دوران حكومت تيمور و جانشينان او ، كه از اواخر قرن هشتم تا دههء اول قرن دهم ادامه داشت ، بازار ديانت گرم و كار خانقاها و مسجد با رونق و سلطه و سيطرهء مذهب در وجوه مختلف زندگى مردم ، بيش از پيش ، به چشم مىخورد . در خانقاهها و مدارس ، مذهب با تصوف چندان بهم نزديك شده بود كه جدا كردن شريعت از طريقت به دشوارى امكان داشت . ازآنرو تصوف ، بر اثر ازدياد خانقاهها و زاويهها و باشيدنگاهها و نيز حيثيت و احترام زياد مشايخ اهل تصوف ، بسط و توسعه و پيشرفت يافت ، بهطورىكه در قرن نهم سلسلههاى فراوان ، با آراء و عقايد متفاوت و مشربها و مسلكهاى مختلف ، وجود داشتند كه هركدام به راه خود مىرفتند . در كتاب حاضر ، شرح احوال و ذكر اقوال مشايخ يكى از سلسلههاى صوفيه ، بنام سلسلهء نقشبنديه و عدهاى از مشايخ صوفيه تركستان ، رقم زده شده است . سلسلهء نقشبنديه ، از اواخر قرن ششم تا پايان قرن نهم ، در ماوراءالنّهر ، صاحب مسند و خانقاه و راه و رسم دستگيرى و ارشاد بودند و بعدها تا هندوستان بسط پيدا كردند و